مرتضى راوندى
325
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
صفحات اول گردد كه بر فروش مىافزايد . اين قانون جامعهشناسى در وهله اول بدان منجر مىشود كه در اهميت جنايات ناشى از عشق و هوس ، ماجراهاى عشقى معروف و جنجالهاى گوناگون ، راه اغراق پيش گيرند . در سياست اين قانون ، موجب مىشود كه در اهميت هر مسئله غلو كنند تا جالبتر شود . كينه يا شوق مردم را مصنوعا برمىانگيزند تا تيراژ بالا رود . شخصى شدن قدرت : كه چند سالى است از آن فراوان سخن مىرود ، تا حدودى نتيجهء اين فرايند است . توده مردم به افكار مجرد و به مسلكها كه به درد عنوانهاى درشت و تصويرها نمىخورند ، توجه اندكى دارد ، ولى اگر اين افكار در كسى تجسم يابد و به آن كس هم قيافهء قهرمان داده شود ، همهچيز تغيير مىيابد . تئاتر و سينما سودآورى تبليغاتى « ستارهها » را كه آفريدهء وسايل خبرى جديد هستند ، نشان دادهاند . اين نظام ، در زمينه سياست هم سودآور است : بدينسان مطبوعات ، هفتگيهاى مصوّر ، راديو و تلويزيون به آفريدن قهرمانان سياسى كمر مىبندند . از سوى ديگر قاعدهء اساسى براى جلب نظر هرچه بيشتر عموم ، اين است كه با هيچ كس برخوردى به وجود نيايد . پس مطبوعات ، راديو و تلويزيون در پى آنند كه تا سرحدّ امكان از مسائل مورد اختلاف مهم و خطرناك حذر كنند . موضعگيرى در اينگونه مسائل ممكن است بعضى از مشتريان را ناراحت كرده و فرارى دهد : مسلما اگر لازم باشد كه از اين مسائل سخنى به ميان آيد ، چون در قلب اخبار روز جا دارند ، اين كار با حداكثر احتياط انجام مىشود و مىكوشند تا همه را راضى كنند ، يعنى به كنه مسئله وارد نمىشوند ، خود را به راه ديگر مىزنند و توجه مردم را منحرف مىكنند . بدينسان با شهروندان چنان رفتار مىشود كه گويى كودكانى عقب ماندهاند و شايستگى مقابله با مشكلات را ندارند . بدينطريق ، بهجاى اينكه آنان را آماده كنند تا به مسئوليت خويش آگاه باشند ، برعكس آنان را از مسئوليت خود دور مىسازند . نظام خبرى سرمايهدارى در پى خواب كردن شهروندان در زمان عادى است ، يعنى آنگاه كه بايد بيدارشان داشت و هنگامى كه شوريده و آشفتهاند و بايد آرامشان كرد ، ايشان را تحريك مىكند . جنون ضد كمونيستى در ايالات متّحدهء آمريكا در 1953 در زمان « مك كارتيسم » « 1 » هيجان جنگطلبانهء پائيز 1961 و هجوم به ساختن پناهگاههاى اتمى خصوصى ، مثالى چند درميان هزاران مثال ديگر از اين رويّه دوم است . نظام خبرى
--> ( 1 ) . Mac Carthism